الشيخ المحمودي ( مترجم : جمشيد نژاد ، بينش )

79

عبرات المصطفين في مقتل الحسين ( ع ) ( سرشك خوبان ) ( فارسى )

مطلب دوم : ورود مسلم به كوفه هنگامى كه مسلم بن عقيل از مدينه با امام حسين عليه السلام به مكّه آمد « 1 » حضرت به دو فرمود : « اى عموزاده ! تو به كوفه برو و بنگر كه مردم متّحدند يا متفرّق . اگر چنان كه از نامه‌هاى ايشان بر مىآيد باشند ، بلافاصله بنويس تا من نيز با شتاب به تو بپيوندم و اگر جز آن بود ، به سرعت برگرد . » مسلم در نيمهء ماه رمضان از مكّهء معظّمه بيرون آمد . نخست براى ديدار خانواده‌اش به مدينه رفت . سپس دو راهنما را به خدمت گرفت و سوى كوفه به راه افتاد . شبى راهنمايان راه را گم كردند و تا بامداد سرگردان بودند و تشنگى و گرما بر آنان چنان چيره شده بود ، كه توان راه‌رفتن نداشتند . « 2 » سرانجام راهنمايان راهى را به مسلم نشان دادند و گفتند : « اگر از اين راه به روى شايد نجات بيابى . » مسلم و خادمان همراهش ، نيمه‌جان آنان را ترك كردند و راهى را در پيش گرفتند و رفتند تا به آب رسيدند . مسلم كنار همان آب ماند . سپس پيكى از اهالى آن‌جا استخدام كرد و طىّ نامه‌اى به امام عليه السلام وقايع و ماجراى راهنمايان و رنجى را كه تحمّل كرده بود گزارش

--> ( 1 ) - الأخبار الطّوال ، 130 ؛ التّاريخ الكبير ، 7 / 266 ؛ أنساب الأشراف ، 2 / 77 ؛ مروج الذّهب ، مسعودى ، على بن حسين ، 3 / 54 ، دارالهجرة ، قم ، دوم ، 1404 ق . ( 2 ) - تاريخ طبرى ، 4 / 257 ؛ ترتيب الأمالى ، 1 / 190 .